وبلاگ عاشـقـان امـام رضـا علیه السلام
وبلاگ عاشـقـان امـام رضـا علیه السلام
بررسی آموزه ها و خاطراتی از حضرت رضا

با عرض سلام خدمت شما کاربران گرامی،با آرزوی قبولی عبادات شما در این ماه نورانی از همه ی شما

عزیزان التماس دعا داریم دوستان عزیز این وبلاگ با هدف ترویج فرهنگ امام رضا(ع) و همچنین با ثبت احادیث

مقالات پژوهشی،تصاویری از حرم امام رضا(ع)برای شما عزیزان ایجاد شده است امید است با ارائه ی نظرات و

پیشنهادات شما عزیزان اینجانب را در جهت هر چه بهتر شدن محتوای وبلاگ یاری رسانید.موفق و پیروز باشید

در سایه حضرت علی ابن موسی الرضا

برای مشاهده پخش مستقیم حرم رضوی کلیک کنید.

بر روی تصویر زیر کلیک کنید.




تاریخ: 15 شهريور 1398,
ارسال توسط علی گلدوست

حن ها

 
رتبه کسب شده :
صحن انقلاب
این صحن که در قسمت شمال حرم مطهر می باشد اولین صحن است که از یادگارهای دوره سلطان حسین بایقرا ( 875 ـ 912 هـ ق ) که به کوشش امیر علی شیر نوایی ساخته شده است .
ـ این صحن به عتیق ( کهنه ) معروف است و اکنون نام آن انقلاب اسلامی می باشد .
ـ این صحن در روزگار پادشاهان صفویه ، افشاریه و قاجاریه گسترده و به شکل چشم اندازی تزیین یافته است . در این صحن 4 ایوان وجود دارد در جنوب ایوان طلا ( نادری ) که به دستور امیر علی شیر نوایی و در سال 872 هـ ق ( با 21 متر ارتفاع ) ساخته شده است .
چون سطح ایوان در زمان نادر شاه در سال 1145 هـ ق با خشتهای طلا ، طلاکاری شده به ایوان نادری نیز معروف است .
ـ این ایوان یکی از مدخلهای ورود به حرم مطهر است .
ـ ایوان شمالی (عباسی ) در دوره شاه عباس صفوی در سال 1021 هـ ق با 22 متر ارتفاع بنا گردیده است .
ـ در فراز این ایوان یکی از مناره های حرم مطهر واقع شده است .
ـ اصل بنا و تذهیب آن را به دوره نادرشاه افشار نسبت می دهند .
ـ قسمت خارجی ایوان به بست شیخ طبرسی راه دارد .
ـ ایوان غربی ( ایوان ساعت ) که بنا بر نقل تاریخ توسط شاه عباس صفوی ـ با 24 متر ارتفاع ـ ساخته شده است .
ـ ساعت بزرگی بر روی آن قرار دارد که بنای آن مربوط به دوره مظفرالدین شاه می باشد .
ـ قسمت خارجی ایوان به بست شیخ طوسی راه دارد .
ـ مقبره شیخ حر عاملی : عالم شهیر و محدث بزرگ اسلام (وفات : 1104 هـ ق ) در ضلع شمالی صحن انقلاب است .
ـ آرامگاه مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی معروف به نخودکی(وفات : 1321 ش ) نیز در شمال صحن انقلاب جنب ایوان عباسی واقع شده است .
ـ این عالم زاهد و جلیل القدر دارای مقامات و کراماتی بوده است .
ـ وی مدتی از عمر شریف خود را به تدریس فقه و تفسیرو علم هیئت و حساب گذرانده است .

 
صحن آزادی
این صحن در شرق حرم مطهر و در پایین پای مبارک حضرت با 4335 متر مربع مساحت ساخته شده است
ـ دریک نگاه کلی می توان صحن آزادی را میراثی برجای مانده دانست چرا که ساختن آن به دستور فتحعلیشاه اغازشد توسط محمد شاه تزئین یافت و در روزگار ناصرالدین شاه قاجار بنای آن به پایان رسید .
ـ راههای ورودی صحن از طریق 3 درب بزرگ و دو راهرو در طرفین می باشد .
ـ در چهار ضلع صحن آزادی 56 حجره و غرفه فوقانی و تحتانی قرار دارد .
ـ از حجره جنوب غربی صحن دری به رواق شیخ بهایی و مقبره وی گشوده می شود .
ـ حجره 24 مقبره شیخ جعفر مجتهدی و شیخ علی اکبر ابوترابی است .
ـ در اضلاع چهار گانه صحن 4 ایوان وجود دارد .
ـ مشخص ترین آنها ایوان طلا و ایوان ساعت است .
ـ ایوان طلا بیش از 20 متر ارتفاع دارد و مسیر تشرف بانوان به درون حرم است .
ـ از آنجا که در زمان ناصرالدین شاه قاجار این ایوان مرمت و خشتهای زرین آن نصب شده است به ایوان ناصری نیز مشهور است .
ـ ایوان ساعت یا ایوان جنوبی متشکل از 2 ایوان است که بر فراز آن ساعتی بزرگ وجود دارد
ـ این ساعت تا بیش از سال 1336 هجری شمسی بر روی ایوان صحن انقلاب قرار داشت .
ـ گویند ساعت را مظفرالدین شاه قاجار در سال 1278 اهدا کرده است .

 
صحن جامع رضوی
این بنای وسیع با 110078 متر مربع زیربنا درجنوب اماکن متبرکه واقع شده است و از طریق باب الرضا (ع) و باب الجواد (ع) به خیابان های امام رضا(ع) و خسروی نو ارتباط دارد و از دو سوی در شرقی و غربی به بست های شرقی و غربی راه دارد علاوه بر این ورودی هایی فرعی نیز صحن جامع را به رواق امام خمینی (ره) صحن قدس و بست شیخ بهایی مرتبط می کند . در اضلاع صحن جامع سه ایوان و سر دربزرگ به نامهای ایوان ولی عصر درضلع جنوبی باب الکوثر در ضلع شرقی باب الغدیر درضلع غربی ان ساخته شده و در طرفین هر ایوان دو گلدسته مرتفع وجود دارد . به دلیل اهمیت ضلع قبله ایوان و گلدسته های آن از نظر ابعاد بزرگتر از دو ایوان دیگر است . گلدسته های ضلع قبله هر کدام 70 متر و گلدسته های دیگر هر کدام هر کدام 57 متر ارتفاع دارند تعداد 8 نورگیر در جدارگلدسته ها تعبیه شده تا نور مورد نیاز تامین گردد .
درحال حاضر کارهای بتنی گلدسته ها ، نصب آسانسور و پلکان در آنها انجام شده و درنمای اطراف گلدسته از تزیینات کاشی ، و معرق کاری استفاده خواهد شد . اطراف صحن جامع را غرفه هایی به عمق 16 و ارتفاع 12 متر محصور نموده اند.

 
صحن جمهوری اسلامی
این بنا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با10000 متر مربع مساحت احداث شده است .
این صحن دارای 30 حجره و 46 غرفه است.
این صحن دارای 4 ایوان است که ایوان شرقی آن طلا کاری شده است .
ـ جنب ایوان طلای آن پنجره ای از برنز نصب شده است که زائران از پشت ان به امام رضا ( ع ) عرض ارادت می کنند .
ـ دو گلدسته با ارتفاع بیش از 30 متر بر فراز سردرب های شمالی و جنوبی صحن وجود دارد که تزیین و طلا کاری شده است . ـ در وسط صحن ساعت آفتابی یا شاخص است که در تمام فصول سال بیانگر ظهر شرعی است
صحن رضوان
در دست احداث است.
صحن غدیر
صحن غدیر یا صحن ضلع غربی جامع رضوی دارای 14453 متر مربع مساحت است این صحن از رأس و ضلع جنوبی به صحن جامع باغچه و بلوک B غربی محدود است و از ضلع غربی به مجتمع تجارتی غدیر ، سرویس بهداشتی غدیر و از ضلع شرقی به صحن جمهوری اسلامی و از شمال غربی به سر در شیرازی منتهی می شود
 

صحن قدس
این صحن در قسمت جنوب حرم بعد از مسجد گوهرشاد واقع شده است
ـ حدود 5000 متر مربع وسعت دارد و بعد از انقلاب ساخته شده است.
ـ در وسط صحن سقاخانه ای زیبا با نمای بیت المقدس و برابر یک هشتم مساحت قدس ساخته شده است .
ـ گنبد این سقاخانه مطلا است.
صحن کوثر
صحن کوثر درشرق جامع رضوی جای دارد و دارای 15648 متر مربع مساحت است این صحن از راس و ضلع جنوب غربی به جامع رضوی باغچه مرتفع و بلوک B شرقی محدود است و از شمال شرقی به سر در نواب صفوی منتهی می شود و در ضلع شمالی ان رواق امام خمینی (ره) و صحن آزادی قرار دارند
 

صحن هدایت
این صحن با وسعت 16414 متر مربع در ضلع شمال شرقی اماکن متبرکه جای دارد از سوی شمال شرقی به بنیاد پژوهش های اسلامی ، مدرسه علمیه و سردر طبرسی و از جنوب غربی به دانشگاه علوم اسلامی رضوی و بست شیخ طبرسی و مهمانسرای حضرت و از سوی جنوب و جنوب شرقی به ساختمان اداری دانشگاه علوم اسلامی رضوی و پیرپالاندوز و سردر نواب صفوی منتهی می شود .



تاریخ: 19 شهريور 1389,
ارسال توسط علی گلدوست

چون قصد زیارت نمودی ، پیش از آنکه از خانه بیرون روی ، غسل کن و بگو :

 

اللهم طهرنی و طهرلی قلبی و اشرح لی صدری و اجر علی لسانی مدحتك و الثناء علیك فانه لا قوة الا بك اللهم اجعله لی طهورا و شفاءا.

و در وقت بیرون رفتن بگو:

بسم الله و بالله و الی الله و الی ابن رسول الله حسبی الله توكلت علی الله اللهم الیك توجهت و الیك قصدت و ما عندك اردت  

پس چون بیرون رفتتی بر در خانه خود بایست و بگو:

اللهم الیك وجهت وجهی و علیك خلفت اهلی و مالی و ما خولتنی و بك وثقت فلا تخیبنی یا من لا یخیب من اراده و لا یضیع من حفظه صل علی محمد و ال محمد و احفظنی بحفظك فانه لا یضیع من حفظت

چون  بسلامت رسیدی انشاالله پس هرگاه خواهی بزیارت بروی غسل کن و بگو:

اللهم طهرنی و طهرلی قلبی و اشرح لی صدری و اجر علی لسانی مدحتك و محبتك و الثناء علیك فانه لا قوة الا بك و قد علمت ان قوام دینی التسلیم لامرك و الاتباع لسنة نبیك و الشهادة علی جمیع خلقك اللهم اجعله لی شفاء و نورا انك علی كل شیء قدیر

پس ببوش باکیزه ترین جامه های خود را و بگو :

 

 

چون داخل روضه منوره شدی بگو :

 

 

پس برو نزد ضریح و بگو :

 

 

السلام علیك یا ولی الله السلام علیك یا حجة الله السلام علیك یا نور الله فی ظلمات الارض السلام علیك یا عمود الدین السلام علیك یا وارث ادم صفوة الله السلام علیك یا وارث نوح نبی الله السلام علیك یا وارث ابراهیم خلیل الله السلام علیك یا وارث اسمعیل ذبیح الله السلام علیك یا وارث موسی كلیم الله السلام علیك یا وارث عیسی روح الله السلام علیك یا وارث محمد رسول الله السلام علیك یا وارث امیرالمؤمنین علی ولی الله و وصی رسول ربالعالمین السلام علیك یا وارث فاطمة الزهراء السلام علیك یا وارث الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنة السلام علیك یا وارث علی بن الحسین زین العابدین السلام علیك یاوارث محمد بن علی باقر علم الاولین و الاخرین السلام علیك یا وارث جعفر بن محمد الصادق البار السلام علیك یا وارث موسی بن جعفر السلام علیك ایها الصدیق الشهید السلام علیك ایها الوصی البار التقی اشهد انك قد اقمت الصلوة و اتیت الزكوة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنكر و عبدت الله حتی اتیك الیقین السلام علیك یا ابا الحسن و رحمة الله و بركاته

اللهم الیك صمدت من ارضی و قطعت البلاد رجاء رحمتك فلا تخیبنی و لا تردنی بغیر قضاء حاجتی و ارحم تقلبی علی قبر ابن اخی رسولك صلواتك علیه و اله بابی انت و امی یا مولای اتیتك زائرا وافدا عائذا مما جنیت علی نفسی و احتطبت علی ظهری فكن لی شافعا الی الله یوم فقری وفاقتی عندالله مقام محمود و انت عنده وجیه

اللهم انی اتقرب الیك بحبهم و بولایتهم اتولی اخرهم بما تولیت به اولهم و ابرء من كل ولیجة دونهم اللهم العن الذین بدلوا نعمتك و اتهموا نبیك و جحدوا بایاتك و سخروا بامامك و حملوا الناس علی اكتافال محمد اللهم انی اتقرب الیك باللعنة علیهم و البرائة منهم فی الدنیا و الاخرة یا رحمن

صلی الله علیك یا اباالحسن صلی الله علی روحك و بدنك صبرت و انت الصادق المصدق قتل الله من قتلك بالایدی و الالسن

******

(برای دانلود فایل صوتی زیارتنامه اینجا کلیک کنید)

تـرجـمـــــــــــــــــــــــــــــــــه

خدایا مرا پاک کن و دلم را طاهر گردان و سینه ام را بگشا و جاری کن بر زبانم ستایش و مدح سپاس بر تو را زیرا که نیرویی نباشد جز به وجود تو خدایا آن را وسیله پاکی و درمان من قرار بده

بنام خدا و به یاری خدا و به سوی خدا و به سوی فرزند رسول خدا بس است مرا خدا توکل کردم بر خدا خدایا به درگاه تو روآوردم و آهنگ آستان تو کردم و آنچه را نزد توست خواسته و می طلبم

خدایا به درگاه تو روآوردم و بر عهده تو بجا گذاشتم خاندانم و دارائیم و آنچه به من دادی و به تو اطمینان دارم و مرا تهی دست مساز ای که نومید نکند هر که او را خواهد و تباه نگرداند آن را که در حفظ خود دارد درود بر محمد و خاندان محمد و نگه دار مرا به نگه داری خودت زیرا تباه نگردد هر که را تو نگه داری کنی

خدایا پاک کن مرا و قلب دلم را طاهر گردان و بگشا سینه ام را و جاری ساز بر زبانم مدح و ثناء خودت و دوستی تو و ستایش تو را زیرا توان و قدرتی نیست جز به تو و براستی دانستم که پایه و استواری دینم تسلیم به فرمان تو و پیروی از روش و سنت تو است و گواهی دادن به این مطلب برای همه خلقت است خدایا آن را برای درمان هر درد و نور هر تاریکی قرار بده زیرا تو بر هر چیزی توانایی

خدا بزرگ است نیست معبودی جز خدا منزه است خدا حمد و سپاس برای خداست

به نام خدا و به یاری خدا و بر آئین رسول خدا رحمت خدا بر او و بر خاندان او گواهی می دهم اینکه نیست معبودی جز خدای یگانه نیست شریکی برای او و گواهم به اینکه محمد بنده خدای و رسول خداست و اینکه علی ولی خداست

گواهم که نیست الهی جز خدای یگانه که شریکی برای او نیست و گواهم به اینکه محمد بنده خدا و رسول خداست و اینکه اوست آقای اولین و آخرین و اوست آقای پیغمبران و رسولان خدایا درود فرست بر محمد بنده ات و رسولت و پیغمبرت و آقای آفریدگانت همگی درود و رحمتی که نتوان او را شمرد غیر از تو خدایا درود فرست بر امیرمؤمنان علی بن ابیطالب بنده تو و برادر رسول تو که برگزیدی او را به دانش خودت و قرار دادی او را رهبر به هر که خواستی از خلق خود و راهنما بر کسی که مبعوثش کردی به رسالت های خودت و جزابخش در دیانت به عدلت و فیصله دهنده حکم تو بین خلقت و نگهبانش کردی بر همه اینها و درود بر او و رحمت خدا و برکات او خدایا درود فرست بر فاطمه دختر پیغمبرت و همسر ولی تو و مادر دو سبطه حسن و حسین دو سید جوانان اهل بهشت آن بانوی پاک و پاکیزه گوهر مطهره پرهیزکار پاکیزه و پسندیده پاک و مبرا از هر نقص بانوی زنان اهل بهشت همگی رحمتی که نتوان شمردش جز خودت خدایا درود فرست بر حسن و حسین دو سبط پیغمبرت و دو آقای جوانان اهل بهشت آن دو بزرگوار برای اقامه دین قیام کردند در میان خلق تو و دو رهنما بر کسیکه او را مبعوث کردی به رسالت خودت و دو پاداش دهنده دیانت طبق عدلت و دو فیصله بخش قضایت در میان خلق و خدایا درود فرست بر علی بن الحسین بنده تو و قیام کننده در میان خلق تو و راهنما بر کسیکه او را مبعوث کردی به رسالت خودت و داور در دین مطابق عدلت و فیصله دهنده حکم تو و حاکم در امر دین در میان خلق تو آقای عابدان خدایا درود فرست بر محمد بن علی بنده تو و جانشین تو در زمین شکافنده علم پیغمبران خدایا درود فرست بر جعفر بن محمد راستگو بنده تو و سرپرست دین تو و حجت تو بر همه خلقت راستگو و خوشرفتار خدایا درود فرست بر موسی بن جعفر بنده شایسته ات و زبان گویای تو در میان خلقت و زبان گویای به حکمت تو و حجت بر آفریدگانت خدایا درود فرست بر علی بن موسی الرضا پسندیده بنده ات و سرپرست دین تو آن قیام کننده به عدل تو و دعوت کننده به دینت و دین پدران راستگویش درودی که نتوان شمرد و احصاء کرد جز تو خدایا درود فرست بر محمد بن علی بنده ات و ولی تو قیام کننده به فرمان تو و دعوت کننده به راهت خدایا درود فرست بر علی بن محمد النقی بنده (خاص ) تو و حافظ و نگهبان دین تو خدایا درود فرست بر حسن بن علی عمل کننده به فرمان تو قیام کننده در میان خلقت و آن حجت بزرگوارت اداء کننده از پیغمبرت و گواه تو بر خلقت آنکه مخصوص بود به کرامتت و دعوت کننده بود به اطاعت تو و اطاعت رسولت درود و رحمت های تو بر همه آن بزرگواران خدایا درود فرست بر حجت خودت و ولیت که قیام کننده در میان خلقت رحمتی پی در پی با برکت و پایدار شتاب کن بدان فرج او را و یاری کن او را و قرار ده ما را به او در دنیا و آخرت خدایا من تقرب می جویم به تو به درستی آنها و دوست دارم دوست آنها را و دشمن دارم دشمن آنها را و روزیم کن به وسیله آنان نیکی دنیا و آخرت را و دور کن از من به وسیله ایشان بدی دنیا و آخرت را و هراس های روز قیامت را

درود بر تو ای ولی خدا درود بر تو ای حجت خدا درود بر تو ای نور خدا در تاریکیهای زمین درود بر تو ای استوانه دین درود بر تو ای وارث آدم برگزیده خدا درود بر تو ای وارث نوح پیامبر خدا درود بر تو ای وارث ابراهیم خلیل خدا درود بر تو ای وارث اسماعیل قربانی خدا درود بر تو ای وارث موسی هم سخن با خدا درود بر تو ای وارث عیسی روح خدا درود بر تو ای وارث محمد رسول خدا درود بر تو ای وارث امیرالمؤمنین علی ولی خدا و وصی فرستاده پروردگار جهانیان درود بر تو ای وارث فاطمه زهرا درود بر تو ای وارث حسن و حسین دو آقای جوانان اهل بهشت درود بر تو ای وارث علی بن حسین زینت عابدان درود بر تو ای وارث محمد بن علی شکافنده دانش اولین و آخرین درود بر تو ای وارث جعفر بن محمد راستگو خوشرفتار درود بر تو ای وارث موسی بن جعفر درود بر تو ای شهید با صدق و حقیقت درود بر تو ای جانشین نیکوکار با تقوی گواهم به اینکه تو به پا داشتی نماز را و ادا کردی زکات را و امر به معروفو نهی از منکر کردی و پرستش نمودی خدا را تا دم مرگ درود بر تو ای اباالحسن و رحمت خدا و برکات او

خدایا آهنگ به درگاهت کردم از وطنم و نور دیدم و طی کردم شهرها را به امید رحمت تو ناامید مکن مرا و باز مدار مرا بدون برآوردن حاجتم و رحم کن رفت و آمد بر سر قبر فرزند برادر رسولت درودهای تو بر او و آل او پدر و مادرم فدای تو باد ای مولای من آمدم به زیارتت و بدرگاه شما وارد شده و پناهنده از آنچه جنایت کردم بر خودم و بار سنگین گناه را بر دوش کشیدم پس شفیع من باش به درگاه خدا روز نداریم و بی چیزیم برای توست نزد خدا مقام پسندیده و تو نزد او آبرومندی

خدایا من تقرب می جویم به سوی تو به دوستی و ولایت ایشان پیرو و دوست آنهایم بدانچه پیرو و دوست اول آنها بودم و بیزارم از هر دسته و گروهی جز آنها خدایا لعنت کن به کسانیکه تبدیل کردند نعمت را و متهم کردند پیغمبرت را و منکر آیات تو شدند و مسخره کردند امامت را و سوار کردند مردم را بر دوش آل محمد خدایا من تقرب می جویم به سویت به وسیله لعنت بر آنها و بیزاری از آنها در دنیا و آخرت ای مهربان

رحمت خدا بر تو ای اباالحسن درود خدا بر روان تو و جسم پاکت که شکیبا بودی و تویی راستگو تصدیق شده بکشد خدا هر که تو را کشت با دست و زبان

الله اكبر و لا اله الا الله و سبحان الله و الحمد لله بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله صلی الله علیه و اله اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریك به و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و ان علیا ولی الله اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و انه سید الاولین و الاخرین و انه سید الانبیاء و المرسلین اللهم صل علی محمد عبدك و رسولك و نبیك و سید خلقك اجمعین صلوة لا یقوی علی احصائها غیرك اللهم صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب عبدك و اخی رسولك الذی النتجبته بعلمك و جعلته هادیا لمن شئت من خلقك و الدلیل علی من بعثته برسالاتك و دیان الدین بعدلك و فصل قضائك بین خلقك و المهیمن علی ذلك كله و السلام علیه و رحمة الله و بركاته اللهم صل علی فاطمة بنت نبیك و زوجة ولیك و ام السبطین الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنة الطهرة الطاهرة المطهرة التقیة النقیة الرضیة الزكیة سیدة نساء اهل الجنة اجمعین صلوة لا یقوی علی احصائها غیرك اللهم صل علی الحسن و الحسین سبطی نبیك و سیدی شباب اهل الجنة القائمین فی خلقك و الدلیلین علی من بعثت برسالاتك و دیانی الدین بعدلك و فصلی قضائك بین خلقك اللهم صل علی علی بن الحسین عبدك القائم فی خلقك و الدلیل علی من بعثت برسالاتك و دیان الدین بعدلك و فصل قضائك بین خلقك سید العابدین اللهم صل علی محمد بن علی عبدك و خلیفتك فی ارضك باقر علم النبیین اللهم صل علی جعفر بن محمد الصادق عبدك و ولی دینك و حجتك علی خلقك اجمعین الصادق البار اللهم صل علی موسی بن جعفر عبدك الصالح و لسانك فی خلقك الناطق بحكمك و الحجة علی بریتك اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی عبدك و ولی دینك القائم بعدلك و الداعی الی دینك و دین ابائه الصادقین صلوة لا یقوی علی احصائها غیرك اللهم صل علی محمد بن علی عبدك و ولیك القائم بامرك و الداعی الی سبیلك اللهم صل علی علی بن محمد عبدك و ولی دینك اللهم صل علی الحسن بن علی العامل بامرك القائم فی خلقك المخصوص بكرامتك الداعی الی طاعتك و طاعة رسولك صلواتك علیهم اجمعین اللهم صل علی حجتك و ولیك القائم فی خلقك صلوة تامة نامیة باقیة تعجل بها فرجه و تنصره بها و تجعلنا معه فی الدنیا و الاخرة اللهم انی اتقرب الیك بحبهم و اوالی ولیهم و اعادی عدوهم فارزقنی بهم خیر الدنیا و الاخرة و اصرفعنی بهم شر الدنیا و الاخرة و اهوال یوم القیمة




تاریخ: 19 شهريور 1389,
ارسال توسط علی گلدوست

زندگانى حضرت امام رضا(ع) پر است از لحظاتى نورانى و شگفت انگيز كه دل شيفتگان را مى‏برد . از كتاب «ديوان خدا» نوشته نعيمه دوستدار ـ كه بر اساس منابع موثق تدوين يافته ـ چند داستان برگزيده‏ايم كه تقديم عاشقان اهل بيت مى‏كنيم.

 

  1. نشانه موى پيامبر(ص)
  2. صحبت گنجشك با امام (ع)
  3. ميهمان دوستى امام(ع)
  4. ابرهاى سياه
  5. شربت گوارا
  6. شما امام من هستيد
  7. آخرين طواف
  8. سؤالى كه فراموش كرده بوديم
  9. به سوى شهر غربت
  10. گليم كهنه اتاق
  11. در ياد مايى
  12. كوه و ديگ

 

*******

نشانه موى پيامبر(ص)

 

 

«آقا! هديه‏اى برايتان آورده‏ام كه مانند آن را هيچ كس نياورده است». بعد در جعبه را باز كرد و چند رشته مو از آن بيرون آورد و گفت: «اين هفت رشته مو از پيامبر اكرم(ص) است. كه از اجدادم به من رسيده است». حضرت رضا(ع) دست بردند و چهار رشته مو از هفت رشته را جدا كردند و فرمود: «فقط اين چهار رشته، از موهاى پيامبر است».

مرد با تعجب و كمى دلخورى به امام نگاه كرد و چيزى نگفت. امام كه فهميد مرد ناراحت شده است، آن سه رشته مو را روى آتش گرفت. هر سه رشته سوخت، اما به محض اين كه چهار رشته موى پيامبر(ص) روى آتش قرار گرفت شروع به درخشيدن كرد و برقشان چهره مرد عرب را روشن كرد.

 

صحبت گنجشك با امام (ع)

 

 

حضرت رضا(ع) در بيرون شهر، باغى داشتند. گاه‏گاهى براى استراحت به باغ مى‏رفتند. يك روز من نيز به همراه آقا رفته بودم. نزديك ظهر، گنجشك كوچكى هراسان از شاخه درخت پركشيد و كنار امام نشست. نوك گنجشك، باز و بسته مى‏شد و صداهايى گنگ و نا مفهوم از گنجشك به گوش مى‏رسيد. انگار با جيك جيك خود، چيزى مى‏گفت.

امام عليه السلام حركت كردند و رو به من فرمودند: «ـ سليمان!... اين گنجشك در زير سقف ايوان لانه دارد. يك مار سمى به جوجه‏هايش حمله كرده است. زودباش به آن‏ها كمك كن!. ..

با شنيدن حرف امام ـ در حالى كه تعجب كرده بودم ـ بلند شدم و چوب بلندى را بر داشتم . آن قدر با عجله به طرف ايوان دويدم كه پايم به پله‏هاى لب ايوان برخورد كرد و چيزى نمانده بود كه پرت شوم...

با تعجب پرسيدم: «شما چطور فهميديد كه آن گنجشك چه مى‏گويد؟» امام فرمودند: «من حجت خدا هستم... آيا اين كافى نيست؟!»

 

ميهمان دوستى امام(ع)

 

 

مرد گفت: «سفر سختى بود. يك ماه طول كشيد».

امام رضا (ع) فرمودند: «خوش آمدى!»

ـ « ببخشيد كه دير وقت رسيدم. بى‏پناه بودن مرا مجبور كرد كه در اين وقت شب، مزاحم شما شوم».

امام لبخند زدند و فرمودند: «با ما تعارف نكن! ما خانواده‏اى ميهمان دوست هسيتم».

در اين هنگام روغن چراغ گرد سوز فرو نشست و شعله‏اش آرام آرام كم نور شد. ميهمان دست برد تا روغن در چراغ بريزد، اما امام دست او را آرام برگرداند و خود، مخزن چراغ را پر كرد. مرد گفت: «شرمنده‏ام! كاش اين قدر شما را به زحمت نمى‏انداختم».

امام در حالى كه با تكه پارچه‏اى، روغن را از دستش پاك مى‏كرد، فرمودند: ما خانواده‏اى نيستيم كه ميهمان را به زحمت بيندازيم».

 

ابرهاى سياه

 

 

از شما چه پنهان شك داشتم. نه به شخص امام رضا(ع) نه!... فقط باورم نمى‏شد كه واقعا امامان معصوم، بتوانند قبل از اتفاقات از همه چيز اطلاع داشته باشند.

آن روز صبح به همراه امام رضا(ع) از مدينه خارج شديم.

در راه فكر كردم كه چقدر خوب مى‏شد اگر مى‏توانستم امام را آزمايش كنم.

در همين فكرها بودم كه امام پرسيدند:

«حسين!... چيزى همراه دارى كه از باران در امان بمانى؟!»

فكر كردم كه امام با من شوخى مى‏كند، اما به صورتش كه نگاه كردم، اثرى از شوخى نديدم . با ترديد گفتم: «فرموديد باران؟! امروز كه حتى يك لكه ابر هم در آسمان نيست...»

هنوز حرفم تمام نشده بود كه با قطره‏اى باران كه روى صورتم نشست، مات و مبهوت ماندم .

سرم را كه بالا گرفتم، زبانم بند آمد. ابرهاى سياه از گوشه و كنار آسمان به طرف ما مى‏آمدند و جايى درست بالاى سر ما، درهم مى‏پيچيدند. بعد از چند لحظه آن قدر باران شديد شد كه مجبور شديم به شهر برگرديم.

 

شربت گوارا

 

 

به سخنان امام گوش مى‏دادم. هوا گرم بود و آفتاب ظهر، شدت گرما را بيش تر مى‏كرد. تشنگى تمام وجودم را فرا گرفته بود. شرم و حياى حضور امام، مانع از آن شد كه صحبتشان را قطع كنم و آب بخواهم. در هيمن موقع امام كلامش را قطع كرد و فرمودند: ـ «كمى آب بياوريد !»

خادم امام ظرفى آب آورد و به دست ايشان داد. امام، براى اين كه من، بدون خجالت،آب بخورم، اول خودشان مقدارى از آب را نوشيدند وبعد ظرف را به طرف من دراز كردند. من هم ظرف آب را گرفتم و نوشيدم.

نه! نمى‏شد. اصلا نمى‏توانستم تحمل كنم. انگار آب هم نتوانسته بود درست و حسابى تشنگى‏ام را از بين ببرد. تازه، بعد از يك بار آب خوردن درست نبود كه دوباره تقاضاى آب كنم. اين بار هم امام نگاهى به چهره‏ام كردند و حرفش را نيمه تمام گذاشت: «كمى آرد و شكر و آب بياوريد.»

وقتى خادم براى امام رضا(ع) آرد و شكر و آب آورد، امام آرد را در آب ريخت و مقدارى هم شكر روى آن پاشيد. امام برايم شربت درست كرده بود. نمى‏دانم از شرم بود يا از خوشحالى كه تشكر را فراموش كردم. شايد در آن لحظه خودم را هم فراموش كرده بودم. با كلام امام رضا(ع) ناخود آگاه دستم به طرف ظرف شربت دراز كردم.

ـشربت گوارايى است. بنوش ابوهاشم!... بنوش كه تشنگى‏ات را از بين مى‏برد.

 

شما امام من هستيد

 

 

بعد از شهادت امام موسى كاظم (ع)، همه درباره امام بعدى دچار شك و ترديد شده بودند. همان سال براى زيارت خانه خدا و ديدار بستگانم به مكه رفتم.

يك روز، كنار كعبه، على بن موسى الرضا(ع) را ديدم. با خود گفتم: «آيا كسى هست كه اطاعتش بر ما واجب باشد؟»

هنوز حرفم تمام نشده بود كه حضرت رضا (ع) اشاره‏اى كردند و گفتند: «به خداقسم! من كسى هستم كه خدا اطاعتش را واجب كرده است».

خشكم زد. اول فكر كردم شايد متوجه نبوده‏ام و با صداى بلند چيزى گفته‏ام. اما خوب كه فكر كردم، يادم آمد كه حتى لب‏هايم هم تكان نخورده‏اند. با شرمندگى به امام رضا(ع) نگاه كردم وگفتم: «آقا... گناه كردم... ببخشيد!... حالا شما را شناختم. شما امام من هستيد» .

حرف «ابن ابى‏كثير» كه به اين جا رسيد نگاهش كردم... بغض راه گلويش را گرفته بود.

 

راوي: يكى از دوستان ابن ابى كثير راوى: ابو هاشم جعفرى راوى: حسين بن موسى راوى: يكى از نزديكان امام رضا(ع) راوى: سليمان (يكى از اصحاب امام رضا(ع) مردى از نوادگان انصار خدمت امام رضا(ع) رسيد. جعبه‏اى نقره‏اى رنگ به امام داد و گفت :

 



ادامه مطلب...
تاریخ: 19 شهريور 1389,
ارسال توسط علی گلدوست

 

 

توضیح: همه ی ما مسلمانان و شعیان حضرت علی (ع) می دانیم که ائمه اطهار ما همگی جز معصومین بودنند بدین معنا که به لطف و عنایت الهی موجب پاکی و عصمت می باشند.همانطور کهمی دانید حضرت علی ابن موسی الرضا یکی از پاکان و مخلصان درگاهی الهی میباشد که روح و جانش از فطرت الهی سرچشمه گرفته است معجزاتی که برخی معصومین در مواردی از خود نشانمی دهنددلیل بر استواری و پایبند بودن این معصومین در گرو مسائل دینی است.همه ی ما می دانیم که یکی از عزیزان علی اب موسی الرضا می باشد که انصافا و بدون هیچ شک و شبه ای درماندردهامی باشد به راستی که اگر به مشهد مقدس سفر کرده باشیم می بینیم که این شور و جعمیت عظیم در کنار ضریح آن امام بزرگوار عاجزانه و مخلصانه دردها و مشکلات خودشان را بیان میکنند به راستی که امامرضا درمان دردهای افراد است معجزات زیادی شما عزیزان از حضرت رضا شنیده و دیده اید اما بنده سعی می کنم به برخی از

این معجزات در این وبلاگ اشاره کنم تا با الطاف و

 

 

مهربانی های آن امام بزروگوار بیشتر آشنا شویم

************.

 

 

معجزه ی سگی که واردحرم اما رضا شد و بقیه ماجرا:

 

ماجراي شگفت انگيز ورود يك سگ گله و غير ولگرد به حريم مقدس ثامن الحجج در روزهاي مياني هفته گذشته زائران حرم امام رضا (ع) كه مشغول

صحن‌آزادي مي رسانداين سگ با ورود به داخل صحن به هيچ وجه از روي فرشها عبور نمي كند و به شكلي هيچ كس متوجه نمي شود (اما دوربين ها آن را ضبط كرده اند) در حالي كه به شكلي

 

خبرگزاري «انتخاب» از مشهدزيارت در پايين پاي مبارك بودند ار شگفزده كرد. به گزارش  به نقل از شاهدان عيني و فيلم و عكس تهيه شده توسط دوربينهاي مداربسته حرم، در روزهاي مياني هفته گذشته ، زائران حرم امام رضا (ع) ناگهان با سگ سفيدي مواجه شدندكه تا چند متري ضريح مطهر ، پيش آمده بود و به صورت ويژه اي سرش را در درست مقابل پايين پاي مبارك روي زمين گذاشته و با صداهاي عجيب، گريه ميكرد. بنابراين گزارش، پس از آنكه يكي از دربانها با سگي مواجه شد كه بدون سر و صدا و سري پايين افتاده، قصد ورود به حرم رضوي را داشت، از ورود او به حرم جلوگيري مي كند. خود دربان در اين مورد به «انتخاب» مي گويد: باورم نمي شد كه اين سگ چگونه به اينجا آمده و با هيچ مانعي رو به رو نشده است.سگ وقتي به طرف من آمد به شكل ارامي و فقط با كلمه "برو"سرش را برگرداند و بدون مقاومت از آنجا دور شد. شگفت آور پشت به ضريح نمي كند، تا دو سه متري ضريح مطرح پيش مي رود. اين سگ در دو سه متري ضريح زانو زده و سرش را به سنگهاي حرم چسبانده و با درآوردن صداهاي عجيب ،شروع به نوعي گريه و مي كند، به طوريكه خدامي كه در اطراف اين سگ پس از ساعتي حلقه مي زنند سر انداخته و با پهن كردن پارچه برزنتي از سگ مي خواهند كه روي برزنت برود.سگنيز به آرامي روي پارچه مي نشيند و اجازه مي دهد كه خدام شگفت زده، او را به داخل صحن سگ ياد شده را خيس از اشك تعريف مي كنندپس از ساعتي يكي از زائرين سگ را مشاهده مي كند و خدام را خبر مي كند.خدام پارچه اي را روي گردن سگ هدايت كنند

معجزه حضرت رضا و شفای بیمار:

 

صفوانی می گوید

:
قافله ای از خراسان به طرف کرمان حرکت می‌کرد. در بین راه، دزدان بر اهالی کاروان حمله کردند و مردی را که گمان می‌کردند ثروتمند است گرفتند و روزهای زیادی او را در میان برف حبس کردند، دهانش را پر از برف کردند تا مجبور شود جای پول های خود را بگوید.
سرانجام زن یکی از دزدان بر این مرد ترحم کرد و او را آزاد ساخت. مرد فرار کرد ولی در اثر شکنجه، دهان و زبانش به‌شدت آسیب دیده بود، به‌طوری که دیگر قادر به سخن گفتن نبود.
شبی در خواب دید که مردی می گوید
حضرت رضا علیه السلام وارد خراسان شده. نزد او برو و دوای درد خود را بخواه. او هم در خواب نزد امام رفت و امام به او فرمود:«زیره و سیسنبر و نمک را بکوب و در دهان خود نگاه دار. خوب می شوی
مرد از خواب بیدار شد ولی به خواب خود اعتنائی نکرد، و سرانجام خود را به نیشابور رساند. به او گفتند امام از نیشابور رفته و اکنون به رباط سعد رسیده است.
مرد به رباط سعد رفت و خدمت امام رسید، با سختی فراوان جریان دزدان را تعریف کرد و از امام خواست او را شفا ببخشد.
امام بلافاصله فرمود:«برو همان دستوری را که در خواب به تو دادم، عمل کن
مرد به دستور امام عمل کرد و خوب شد.

منابع:
بحارالانوار، ج 49، ص 124، ح 6. از عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 211.

مراجعه شود به


 

 

حضرت رضا علیه السلام در راه خراسان 

ماجرایی عجیب و معجزه امام رضا ( علیه السلام)

 

 

یکی از تاجران اهل گیلان که بسیار سفر می رفت اینگونه میگوید که

 

بسیار خجالت کشیدماو ادامه داد و گفت : من یک انسان هستم و سه سال شده که در این جزیره زندگی میکنم ، اهل ایرانم و پدرم نیز ایرانی میباشد ، کشتی ما هنگامی که به وسط دریا رسید شکست

 

جوابی نداد و ساکت شد

 

هنگامی که مادرشان عزم راسخشان را برای ساختن کشتی دید ، گفت : پس از تنه ی این درخت که نزدیک ساحل است برای ساختن کشتی استفاده کنید

راوی ادامه داده و میگوید

. پسرها بالای کوه رفتند و از آنجا سنگهایی با لبه های تیز و برنده آوردند و شروع به خالی کردن داخل درخت کردند ، و خواب و غذا را بر خود حرام ساخته ، بدون خستگی کار خود را شش ماه ادامه دادند تا اینکه وسط درخت مانند یک لنج خالی شد و مساحتش نیز کفاف دوازده نفر برای نشستن را داشت ، خدا را شکر گفتیم و مادرشان بسیار خوشحال بود . مقدار زیادی از ( فلفل ، دارچین ،عسل ) و هر آنچه که احتیاج داشتیم جمع کرده و به داخل لنج بردیم ، سر طناب لنج را هم به درختی که کنار دریا بود بستیم و منتظر بالا آمدن آب دریا شدیم .... تا اینکه وقت حرکت رسید و لنج رویآب قرار گرفت ، داخلش نشستیم و منتظر حرکتش ماندیم ولی دیدیم حرکت نکرد ، کمی فکر کردیم و به خاطرمان آمد که هنوز طناب لنج را باز نکرده ایم ، یکی از پسرها خواست پیاده شود و طنابرا آزاد سازد ولی مادرشان زودتر پیاده شد و طناب را باز کرد ، به ناگاه موجی طناب را از دست مادرشان جدا کرد و لنج را به دریا برد . همسرم که جا مانده بود بسیار غمگین گشت و شروع بهشیون و زاری نمود ، هنگامی که از آنجا دور شدیم پسرهایم که از نجات مادرشان نا امید گشته بودند بسیار گریستند و حالمان به مدت هفت شبانه روز اینگونه بودبه ساحلی رسیدیم و چون برهنه بودیم منتظر شدیم تا شب فرا رسید ، به لطف خدا نوری را از دور دیدم و به سمت آنجا حرکت حرکت کردم و به در بزرگی رسیدم ، در خانه را کوبیدم ، صاحب خانه که تاجری یهودی بود بیرون آمد ، مقداری از فلفل های قرمز را به او دادم و در مقابل مبلغش از او لباس و رختخواب گرفتم ، از سیاهی شب استفاده کرده و خود را به فرزندانم رساندم ، با ان لباسهاخود را پوشاندیم ، هنگامی که صبح شد به شهر رفتیم ، خانه ای را اجاره کردیم و چیزهایی را که که با خود از جزیره به همراه آورده بودیم را برای فروش از داخل لنج بیرون آوردیم . و یک سالی. :

من از شنیدن ماجرایش منقلب شدم و ساعتی را گریه کردم سپس به او گفتم : نمیتوان مانع قضا و قدر الهی شد ولی به تو پیشنهاد میکنم به زیارت امام رضا ( ع ) رفته و داستان خود را برای او

بازگویی تا اینکه گره از کارت بگشاید زیرا امام رضا ( ع ) پدر یتیمان و پناهگاه درماندگان است زمانی که حرفم را شنید نور امیدی در قلبش شروع به تابیدن گرفت و با خدا عهد نمود چراغدانی ( لوستر ) را از طلای خالص ساخته و با پای پیاده به زیارت امام رضا ( علیه السلام ) رفته شکایتحال خود و داغ دوری همسرش را به او گفته ، از او بخواهد انها را دوباره به یکدیگر برساند. سپس چراغدان را ساخته و با پای پیاده به زیارت رفت تا به نزدیکی مشهد الرضا ( ع ) رسیدکلید دار حرم مطهر ، امام رضا ( علیه السلام ) را در خواب میبیند که به او میگوید : فردا یکی از زائرانم وارد اینجا میشود پس به استقبال او بروهنگام صبح کلید دار حرم به همراه عده از بزرگان شهر به استقبال مرد رفته و مرد را با احترام و تقدیر فراوان وارد شهر کرده و چراغدان طلا را به روضه ی مبارکه برده و در جایگاهش قرار میدهند . مرد را نیز به خانه ای می برند و او نیز لباسهایش را عوض کرده ، غسل زیارت بجا آورده و داخل حرم مطهر میشود و شروع به دعا ، زیارت و استغاثه از امام ( ع ) برای همسرشمیکند ، از امام بسیار خواهش میکرد تا اینکه پاسی از شب میگذرد ، از شدت گریه و توسل سر به سجده میگذارد و از فرط خستگی به خواب میرود . در همین اثنا صدایی را می شنود که به او میگوید : از خواب بیدار شو ، همسرت را به نزدت بازگرداندم و او الان پشت روضه ی مبارکه منتظرت ایستاده است .

مرد گفت جانم به فدایت ، ولی درها بسته است

.

امام رضا ( علیه السلام ) گفت : همان کسی که او را از آن جزیره ی دور به اینجا آورده قدرت باز کردن درهای قفل شده را نیز دارد

. .مرد برخواست و به هر دری که می رسید ، در باز می شد تا اینکه به پشت روضه ی مبارکه رسید ، با کمال تعجب همسرش را همانگونه که در جزیره رها کرده بود آنجا دید در حالی که از شدتترس به خود می لرزید ، به سمت او دوید و همسرش را در آغوش گرفت . از همسرش پرسید : چگونه توانستی به اینجا بیایی ؟؟؟همسرش گفت : کنار ساحل نشسته و فکر میکردم ، چشمانم از شدت گریه بسیار درد میکرد ، به ناگاه مردی جوان و زیبا که نور صورتش آسمانها و زمین را در آن شب تاریک روشن ساخته بود.


 

 

 

 

پسرها گفتند : ما کشتی می سازیم

...در یکی از سفرهایم وارد شهری از شهرهای که به او نگاه کردم از شرم موهایش را بر روی بدن خود انداخت و به من گفت : آیا از خدا شرم نداری و به چیزی مینگری که خدا ان را بر تو حرام کرده است ؟و من به این جزیره افتادم هنگامی که قصه اش را شنیدم من نیز ماجرایم را برایش بازگو کردم و به او گفتم : اگر کسی از تو خواستگواری کند تو قبول میکنی ؟ . دانستم که راضی می باشد ، به خود تکانی دادم و از درخت پائین آمدم و او را به عقد خود در آوردم . زندگی را با هم آغاز کردیم و بعد از گذشت مدتی خدا دو پسر به ما عطاکرد ، روزهایمان را به خوشی و خرمی سپری میکردیم و از همدیگر بسیار رازی و خرسند بوده در جزیره می زیستیم . تا اینکه فرزندانمان بزرگ شده یکی به سن ۹ سالگی و دیگری به سن ۸سالگی رسیدند و ما برهنه بودیم ولی موهای بدنمان بسیار دراز شده و بدنمان را پوشانده بودند . روزی گفتم : کاشکی لباس داشتیم و بدنمان را با آن می پوشاندیم و از این حال و رسوایی نجات مییافتیم ، فرزندانم تعجب کردند و پرسیدند : لباس دیگر چیست ؟؟ مگر جایی دیگر غیر از اینجا هم وجود دارد ؟؟؟ جور دیگری هم میشود که زندگی کنیم؟؟؟؟مادرشان به انها گفت : آری فرزندانم ، خداوند متعال شهرها و مردمان و غذاها و نوشیدنی های بیشماری آفریده استفرزندانهندوستان شدم و در آنجا شش ماه کامل سکنی گزیدم ، در همسایگیم مردیزندگی میکرد که تمام وقتش را غم و غصه فراگرفته و همیشه ناراحت وگریان بود ، یک روز که او را چنین دیدم با خود گفتم باید دلیل اندهش را از او سؤال کنم برای همین باب صحبت را با اوگشودم ، او ابتدا از بیان حالش امتناع می جست ولی با اصراری که کردم اینگونه حال خود را برایم شرح داد کههمراه عده ای برای امر تجارت عازم سفر شدم ، هنگامی که به وسط دریا رسیدیم نسیمی خوش شروع به وزیدن کرد و بیست روز ادامه داشت ، تا اینکه بعد از آن باد تندی وزید و بلائی بس عظیم بر سرمان نازل گردید و کشتی را واژگون ساخت و تمام اموالم همراه کشتی غرق شدند . در دریا همچنان سرگردان بودم و به چپ و راست می رفتم تا اینکه چشمم به جزیره ای افتاد ، کمی آسوده خاطر شدم ، به سمت جزیره رفتم تا به انجا رسیدم ، ابتدای ورودم به سجده رفتم و خدا را شکر کردم ، درجزیره گشت زدم و آن را خالی از جنس بشر یافتم ، در آنجا ماندم و روزها از گیاهان تغذیه میکردم و شبها نیز از ترس حیوانات وحشی به بالای درختان پناه می بردم . حدود یک سال را اینگونه سپری کردم ، از قضا روزی که وضو داشتم عکس دختری زیبایی را در آب دیدم ، سرم را بهسمتش چرخاندم و از او پرسیدم : آیا تو از نوع بشر هستی یا از جنّیانی ؟؟؟ و تاکنون مثل او دختری اینگونه زیبا ندیده بودم او پاسخ داد : از جنس بشر هستهنگامی مان گفتند : پس چرا به شهرهای خود بر نمی گردید ؟مادرشان گفت : چگونه میتوانیم از این دریا عبور کنیم در حالی که کشتی نداریم ؟ ...

در اینجا به بررسی برخی معجزات حضرت امام رضا (ع) می پردازیم.




تاریخ: 19 شهريور 1389,
ارسال توسط علی گلدوست

می دونید بعضی اوقات فرصتهایی برای هر کسی پیش می اید که اگه ازش استفاده نکنی بعدا پشیمون می شی .من امروز از کنار پنجره فولاد امام رضا با هاتون حرف می زنم.می خوام با این امام مهربونم درد و دل کنم.اگه دلتون هوس اینجار و می کنه پس بخونید.


 

آقای خوبم سلام

 

دلم خیلی واستون تنگ شده بود.درست یه ساله ندیده بودمتون.اما امسال با سالهای قبل فرق داره .اخه اقا جون هیچ وقت اینطور دلم نشکسته بود نمی دونم چرا  الان اشکهام هم دارند کمکم می کنند .کاری به دور و بریها ندارم .اقا جون امروز نمی خوام بگم ماشین و خونه و موبایل ندارم چون خدا بهترشو برام جور کرده اون مهر شما اهل بیته که تو دلم لونه کرده .اومدم بگم رضا جون هوای خواهر و برادر و همکارانم رو داشته باش.اینها هم مثل من هر کدامشون یه غم و غصه ایی دارند مشکل تو زندگیشون فراوونه.شاید بعضی هاشون درد و دلشون رو با هیچ کسی نمی تونند بگنند. شاید روی کاغذ می نویسند و بعد پارش می کنند و می ریزند دور.


 

آقا ی مهربونم : به شما می گن ضامن آهو چون بین  اون و صیاد واسطه شدی .اخه قربونت برم ما که از آهو کمتر نیستم .بیا بین ما و خدا واسطه شو .از بس گناه کردیم خجالت می کشیم ازش عذر خواهی کنیم.

آقا جون امروز پاک زندگی کردن خیلی سخته یادمه تو جبهه دشمن معلوم بود روبرو می جنگید اما حالا چی ؟ هر طرف که نگاه می کنی دشمنه اما این دشمن با چیزهای قشنگه داره گولمون می زنه یه روز با مواد مخدر یه بار با فیلم های مستهجن یه روز با لباسهای تنگ و چسبان و آب رفته وروز دیگه با....


 

رضای مهربونم: به خدا  ما قلبمون پاکه مهر شما اهل بیت تو  وجودمون موج می زنه.هرگز قلبا راضی نیستیم ازتون جدا بشیم .کمکمون کنید.تو رو به جان مادرت خانم فاطمه عزیز  .به علی اصغر شیرین زبون .به جو ن آقا مهدی گل که همه چشم انتظارشند، ما رو تنها نذارید.دستمون رو بگیرید .نذارید بیشتر از این ازتون فاصله بگیریم.ما شما اهل بیت رو از جونمون بیشتر دوست داریم.

راستی نزدیک بود یادم بره .آقای مهربونم این برو بچه های حزب الله تو جنوب لبنان تنها هستند.اونا هم مثل شما مظلومند.خوب ثابت کردند مثل امام حسین حاضرند بمیرند ولی  زیر بار زور نرند.آ‍قا به دنیا ثابت کنید که شیعه تنها نیست. بفهمند که پشت پرده یه خبر هایی هست که با چشم ظاهری دیده نمی شه.

ببخشید اقای عزیزم  امروز اینقدر سرتون رو درد آوردم.آخه هیچوقت اینطور دلم نگرفته بود و کسی رو مثل شما پیدا نکرده بودم تا با هاش درد و دل کنم.

آقا جون: خیلی ها التماس دعا گفتند .دلشون می خواد اینجا بیان و با شما دردو دل کنند .نذار این آرزوبه دلشون بمونه .

 

                           خدا نگهدار:  چشم انتظار لطفت ....احمد


 

........ ولحظاتی بعد در میان جمعیت عاشق این نامه در ضریح امام رضا جا گرفت.




تاریخ: 19 شهريور 1389,
ارسال توسط علی گلدوست

            

                    برای دیدن سایر عکس ها از حرم رضوی به ادامه مطلب مراجعه نمائید

 

 

 

 



ادامه مطلب...
تاریخ: 15 شهريور 1389,
ارسال توسط علی گلدوست

در این پست از وبلاگ به نقل از برخی احادیث حضرت رضا اشاره خواهیم کرد.

 

امام رضا (ع) : بدانید که تسلیم اوامر الهی بودن در راس طاعت و بندگی حق تعالی قرار دارد خواه انسان فلسفه و دلیل امر و دستور حق تعالی را بفهمد و به عمقش پی ببرد و خواه از آن چیزی نفهمد و از درکش عاجز باشد. بحارالانوار جلد 17 صفحه 209

 

***********************

حـدیث دو:

 

امام رضا (ع) : ابوصلت هروی گوید شنیدم که امام (ع) میفرمود : (( خدا رحمت کند کسی را که امر ما را زنده می سازد )) پرسیدم امر شما چگونه زنده میشود ؟ فرمود علوم و احادیث و معارف ما را فرا گرفته و به دیگران بیاموزد زیرا مردم اگر با زیبایی های سخنان ما آشنا گردند از ما پیروی خواهند کرد. بحارالانوار جلد 2 صفحه 30

 

**********************

 

حـدیـث سـه:

 

امام رضا (ع) : از قول امیرالمومنین (ع) فرمودند : ای کسی که اعمال زشت و ناروا میکنی خنده دندان نما مکن وای کسی که عمر به بد کرداری گذرانی از بلای شبانه ایمن مباش. کافی جلد 4 صفحه 403

 

**********************

 

حـدیـث چـهار:

 

امام رضا (ع) : عمل زنا گناهش از آدم کشی و قتل نفس بیشتر است زیرا شخص قاتل جز مقتول کسی را فاسد نگرداند ولی شخص زناکار با این کارش نسلی را تا روز قیامت فاسد میگرداند. تفسیر جامع جلد 4 صفحه 461

 

 

**********************

 

حـدیـث پنـج:

 

مردی از اهل بلخ می گوید : در سفری که علی بن موسی الرضا (ع) به خراسان می رفت من با آن حضرت بودم. روزی در کنار سفره خود تمام نوکرها و غلامان سیاه و سفید را برای صرف غذا جمع کرد. عرض کردم بهتر بود برای غلامان و نوکرها سفره جداگانه ای می گستردند ، حضرت فرمود : ساکت باش ، خدای همه یکی است ، مادر و پدر همه یکی است ، پاداش و کیفر هرکس بسته به طرز عمل اوست. الحدیث جلد 1 ص 67

 

حضرت رضا (ع) : علم گنجينه‌هاي كمال است و كليد‌هاي آن گنجينه‌ها پرسش ‌كردن است. الحديث جلد 2 صفحه 12

 

 

*********************

 

حـدیـث هـفـتـم:

 

یاسر خادم گوید : از حضرت رضا (ع) شنیدم که می فرمود : وحشت بارترین مواقع برای این مردم ، سه مورد است : روز ولادت که از شکم مادر خارج می شود و دنیا را می بیند . روزی که می میرد و عالم بعد از مرگ و اهل آنرا مشاهده می کنند ، و روزی که دوباره زنده می شوند ، به صحنه قیامت قدم می گذارند و احکامی را مشاهده می کنند که در دنیا ندیده اند . و خداوند سلامت حضرت یحیی را در این سه روز اخبار نموده و حضرت مسیح در این سه روز (مرحله ) برای خویشتن سلامت خواسته . الحدیث جلد 2 صفحه 406

 

 

**********************

 

حـدیـث هـشتـم:

 

حضرت رضاعليه السلام فرمود: هر كس هنگاميكه از خانه اش بيرون مى رود ده بار سوره قل هو اللّه حد بخواند پيوسته در حفظ خداوند و نگهدارى او است تا به خانه اش برگردد. اصول كافى جلد 4 صفحه 320

 

 

**********************

 

حـدیـث نهم:

 

امام رضا (ع) : مثل استغفار (و ریختن گناهان به سبب آن) چون برگی است بر درختی که ( در فصل پاییز آن درخت ) تکان بخورد و آن برگ بریزد و کسی که از گناهی که کرده استغفار و آمرزش از خدا بخواهد ولی باز به انجام دادن آن گناه کوشش کند و انجام دهد مانند این است که پروردگار خود را مسخره کرده است.اصول کافی جلد 4 صفحه 266 ( البته استغفار و آمرزش خواستن از خدا شرایطی دارد که مولا علی (ع) در حدیثی آنها را بیان کرده مانند پشیمانی از گناه. برنگشتن دوباره به آن گناه. با رنج عبادت گوشتهایی که با لذت گناه فربه شده از بین برود . حق کسانی را که ضایع شده است را ادا کند )

 

 

*********************

 

حـدیـث دهـم:

 

حضرت امام رضا (ع) : از پدرت اطاعت کن و نسبت به او مراتب نیکی و تواضع و خضوع و بزرگداشت و تکریم را معمول دار حضرت به سخنان خود ادامه داد تا آنجا که فرمود : خداوند در قرآن شریف حق پدر و مادر را قرین حق خود قرار داد و فرموده است : شکر گذار من و شکر گذار پدر و مادرت باش که برگشت همه به سوی من است . الحدیث جلد 3 صفحه 338

 

 

*********************

 

حـدیـث یازدهـم:

 

حضرت امام رضا (ع) : رسول اکرم (ص) در رهگذر با یکی از اصحاب خود که از جبهه جنگ بر می گشت مواجه شد ، او ژولیده و غبار آلوده و مسلح به طرف منزل خود می رفت . حضرت به وی فرمود : از جهاد اصغر برگشته ای و به جهاد اکبر باز می گردی ، عرض کرد مگر جهادی بالاتر از جنگ با شمشیر هست ؟ فرمود بلی ، جهاد آدمی با نفس خود . الحدیث جلد 3 صفحه 306

 

************************

 

حـدیـث دوازدهم:

 

محمد بن سنان نامه ای به حضرت رضا (ع) نوشت و در آن پرسش کرده بود درباره ی اینکه بعضی از مسلمین گمان می کنند که حلال و حرام در اسلام علتی جز تعبد و اطاعت ندارد . حضرت در جواب نوشت : کسی که چنین تصور می کند سخت به گمراهی و ضلالت افتاده است , آن گاه درباره ی تحریم محرمات فرموده است : گناهان نه تنها در زندگی بشر مورد احتیاج و ضرورت نیست بلکه مایه فساد و باعث فنا و هلاکت است و به این جهت خداوند گناهان را ممنوع کرده است. الحدیث جلد 3 صفحه 120

 

**********************

 

حـدیـث سیزدهم:

 

مردى خدمت حضرت رضا عليه السّلام آمد و عرضكرد كه اى پسر رسول خدا خرجى ام را گم كرده ام پولى ندارم كه مرا بسوى اهل و عيالم برساند به من پولى به قرض بده من هم در وطنم از طرف شما آن پول را صدقه ميدهم ، حضرت وارد اطاق شد دستش را از شكاف در بيرون كرد و فرمود اين كيسه را بگير و در آن دويست دينار است و فرمود نيازى هم بدادن صدقه نداريم. سائل عرض كرد اى پسر رسول خدا چرا صورت خود را بمن نشان ندادى فرمود ما آل پيغمبر نميخواهيم ذلت سؤال را در صورت سائل به بينيم. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 329

 

****************

 

حـدیـث چهاردهم:

 

مردى به حضرت رضا عليه السّلام عرضكرد كه اندازه ى حُسن خلق چقدر است؟ فرمود همان را كه براى خودت از مردم انتظار دارى همان را براى مردم بگوئى ، سپس عرضكرد پس اندازه ى توكل چقدر است؟ فرمود به جز از خدا از هيچ كس نترسى ، عرضكرد من دوست دارم بدانم كه شما مرا چقدر دوست دارى فرمود: مراجعه ى به دلت كن به بين تو مرا چقدر دوست دارى من هم همان اندازه تو را دوست دارم. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 325

 

******************

 

حـدیـث پانزدهم:

 

مردى به حضرت رضا (ع) عرضكرد : مرا وصيت و سفارشى فرما حضرت فرمود زبانت را نگهدار تا عزيز باشى و شيطان بر تو چيره نشود كه تو را بسوى خود بكشد پس تو را خوار كند. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 248

 

 

 

 

**********************

 در روزهای آتی احادیث دیگری در وبلاگ درج خواهدشد.

******************************************************************* 

حـدیث اول:

 




تاریخ: 13 شهريور 1389,
ارسال توسط علی گلدوست

این قطعه شعر ادبی تقدیم به عاشقان حضرت رضا علیه السلام                               

 

خـسـته، افـتـاده ز پا، آمده زانو می‎زد         مـشـکلى داشت به آقاى خودش رو می‎زد

می‎چکید از سر و رویش عرق شرم به خاک       مـشـت‎هـا واشده و پنجه به گیسو می‎زد

دامـنـى داشـت پر از خاطره تیره و تلخ          دسـت در دامـن آن ضـامـن آهو می‎زد

همنوا با در و دیوار در آن عصمت محض           کـفـتـرى بـر سر ذوق آمده قوقو می‎زد

پـاک می‎شـد دلـش از غصه ناپاکى‎ها         خـادمی داشت در این فاصله جارو می‎زد

فـرصـتى بود و درنگى و بجا مانده هنوز          شـعـله‎ اى شعر که در آینه سوسو می‎زد

 

شعری از دوست خوبمون علیرضا کاشانی ان شا اله که در پناه حضرت رضا باشند.




تاریخ: 13 شهريور 1389,
ارسال توسط علی گلدوست
آخرین مطالب

صفحه قبل 1 صفحه بعد

آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی

ورود اعضا:


نام:
وب:
پیام:

2+2=:
 

همه پیام ها      (Refresh)

خبرنامه وبلاگ:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید





آمار وبلاگ:  

بازدید امروز : 4
بازدید دیروز : 14
بازدید هفته : 34
بازدید ماه : 166
بازدید کل : 1120
تعداد مطالب : 9
تعداد نظرات : 6
تعداد آنلاین : 2